رمان پل های شکسته Archives - رمان دونی

رمان پل های شکسته

رمان پل های شکسته پارت آخر

فصل سی و چهارم: مامان با حرص قاشق رو لبه ی قابلمه ی خوراک مرغش کوبید و گفت: – بس…

بیشتر بخوانید »

رمان پل های شکسته پارت ۹

در حالی که موهای مهناز رو به سه قسمت مساوی تقسیم می کردم پرسیدم: – بهناز هم تجربی می خونه؟…

بیشتر بخوانید »

رمان پل های شکسته پارت ۸

فصل سی ام: – مامان؟ کفش های اسکیتم نیست! نفس عمیقی گرفتم و با صدای بلند گفتم: – توی کیفش،…

بیشتر بخوانید »

رمان پل های شکسته پارت ۷

فصل بیست و ششم: لیوان آب رو یک نفس سر کشیدم و بعد در حالی که لیوان خالیش هنوز توی…

بیشتر بخوانید »

رمان پل های شکسته پارت ۶

فصل بیست و سوم: امین با شورت لی و بدون تی شرت روی تختش نشسته بود و با حالت خنده…

بیشتر بخوانید »

رمان پل های شکسته پارت ۵

فصل بیستم: فروزان با خنده گفت: -پس یه جین بچه این! خندیدم و گفتم: -حالا چی شده به شجرنامه ی…

بیشتر بخوانید »

رمان پل های شکسته پارت ۴

فصل شانزدهم: چشم هام پف کرده بود و عملا توی تاریکی اتاق هیچ چی نمی دیدم، صدام شبیه خُر و…

بیشتر بخوانید »

رمان پل های شکسته پارت ۳

فصل دوازدهم: اتاق تاریک شده بود و من هنوز به عکس دو نفره ی روبروم خیره بود، همون که سهراب…

بیشتر بخوانید »

رمان پل های شکسته پارت ۲

فصل ششم: امین سیب رو از دستم گرفت و توی کیفش گذاشت. رو به سهراب گفتم: – من فقط یه…

بیشتر بخوانید »

رمان پل های شکسته پارت ۱

به نام خدا: فصل اول: بچه که بودم … وقتی همه ی کارها به هم می خورد و وضعیت خونه…

بیشتر بخوانید »

رمان پل های شکسته

رمان: پل های شکسته نویسنده: دل آرا دشت بهشت ژانر: #عاشقانه #اجتماعی خلاصه: کمتر از هشت سال قبل فرامرز، همسرش…

بیشتر بخوانید »
Copy Protected by Chetan's WP-Copyprotect.
بستن