رمان بامداد خمار Archives - رمان دونی

رمان بامداد خمار

رمان بامداد خمار پارت آخر

فهمیده بودم که باید منوچهر را به چشم پسرم نگاه کنم. به چشم پسری که دیگر وجود نداشت. ولی گریه…

بیشتر بخوانید »

رمان بامداد خمار پارت ۱۵

برف و باران مخلوط می بارید. من پالتو و کلاه، چتر به دست از بیرون رسیدم. از پله ها بالا…

بیشتر بخوانید »

رمان بامداد خمار پارت ۱۴

من در نظر آن ها لاغر شده بودم. مریض احوال بودم. باید به خودم می رسیدم. نباید غصه می خوردم.…

بیشتر بخوانید »

رمان بامداد خمار پارت ۱۳

سماور را برداشتم. هنوز داغ بود. آب آن را بر روی رختخواب ها و قالی ها دمر کردم. زغال ها…

بیشتر بخوانید »

رمان بامداد خمار پارت ۱۲

دختر از دکان بیرون آمد و به سوی انتهای کوچه به راه افتاد. خود را کنار کشیدم و به سرعت…

بیشتر بخوانید »

رمان بامداد خمار پارت ۱۱

کرایه درشکه چی را دادم و گفتم مرا تا نزدیک خانه برساند. دیگر جان نداشتم. دردی که در شکم شروع…

بیشتر بخوانید »

رمان بامداد خمار پارت ۱۰

با چشمانی که می خواست از حدقه بیرون بزند، به او نگاه کردم و فریاد زدم: – رفتی که رفتی؟…

بیشتر بخوانید »

رمان بامداد خمار پارت ۹

بغضم ترکید. اشکریزان دست و روی بچه ام را شستم. لباسی را که دلم می خواست به تنش کردم. در…

بیشتر بخوانید »

رمان بامداد خمار پارت ۸

هوا تاریك شده بود كه آمد. خود را به خواب زدم. در را باز كرد. از پله ها بالا آمد.…

بیشتر بخوانید »

رمان بامداد خمار پارت ۷

****** راه و چاه خانه داری را بلد نبودم. كار كردن را بلد نبودم. بدتر از همه خرید كردن را…

بیشتر بخوانید »

رمان بامداد خمار پارت ۶

مادرم نفسی به راحتی كشید. همه می دانستند كه عمو مردی است كه پای حرف خودش می ایستد. تا آن…

بیشتر بخوانید »

رمان بامداد خمار پارت ۵

بعد از ناهار به پشتی تکیه داد. پای چپ را به طور قائم تا کرد و آرنج دست راست را…

بیشتر بخوانید »

رمان بامداد خمار پارت ۴

حالا خجسته هم که خبرها را برایم می آورد، پهلوی من چمپاتمبه زده بود. خواهر بزرگترم کنار مادرم بود. شب…

بیشتر بخوانید »

رمان بامداد خمار پارت ۳

دایه رفت و نفسی به راحت کشیدم. تمام بدنم می لرزید. خیلی آهسته به صنوقخانه رفتم تا چادرم را در…

بیشتر بخوانید »

رمان بامداد خمار پارت ۲

کم کم روز خواستگاری نزدیک می شد. پنجدری را آماده کرده بودند. همه جا گل و لاله و شیرینی. بیرونی…

بیشتر بخوانید »

codebazan

بستن