رمان فقط برای من بخون Archives - رمان دونی

رمان فقط برای من بخون

رمان فقط برای من بخون پارت آخر

ازش پرسیدم : به کی زنگ می زنی ؟ اریا لبخند زدو گفت : الان می فهمی !!! بعد شروع…

بیشتر بخوانید »

رمان فقط برای من بخون پارت ۹

زد تا باهام حرف بزنه مرتیکه راحت اقرار کرد که دزدی می کرده به قول خودش داشته حقشو از ما…

بیشتر بخوانید »

رمان فقط برای من بخون پارت ۸

-لبامو جمع کردم چند لحظه مکث کردم و گفتم : باشه ولی بگم من خوب نمی رقصما !!! اریا بلند…

بیشتر بخوانید »

رمان فقط برای من بخون پارت ۷

از اتاق خارج شدم پالتومو تنم کردم کسی توی راهرو نبود سریع از رستوران خارج شدم نزدیک رستوران یه پارک…

بیشتر بخوانید »

رمان فقط برای من بخون پارت ۶

به خونه هامون هم زنگ زدم ولی کسی جواب نداد هر طور شده باید با هامون صحبت می کردم اها…

بیشتر بخوانید »

رمان فقط برای من بخون پارت ۵

به گوشه گوشه ی خونه سر زدم و همه چیزو با چشمام اسکن کردم من تو این خونه خاطراتی داشتم…

بیشتر بخوانید »

رمان فقط برای من بخون پارت ۴

صدای خان جون بلند شد که گفت : خجالت بکش شرم نمی کنی فقط مونده منه پیرزن تو اتاق یه…

بیشتر بخوانید »

رمان فقط برای من بخون پارت ۳

ولی من که فامیلیم شمس نیست از امشب تا مدت محدود خانوم شمس هستی بازم هامون این محدود بودن رو…

بیشتر بخوانید »

رمان فقط برای من بخون پارت ۲

– شما زیاد به چشمام توجه نکنید بعضی وقتها قاطی می کنه دیگه چیزی نگفت منم سرمو به سمت شیشه…

بیشتر بخوانید »

رمان فقط برای من بخون پارت اول

فقط برای من بخون نویسنده : mansi1982  ژانر : عاشقانه ، همخونه ای    رو سنگ قبر اب ریختم گلهای…

بیشتر بخوانید »

codebazan

بستن