رمان سیاه بازی Archives - رمان دونی

رمان سیاه بازی

رمان سیاه بازی پارت آخر

_همینجوری! _سیاوش؟ چی رو قراره بهم بگی؟ آرزو حرفایی زد که از لحظه ی رفتنش دارم دیوونه میشم. نفسش بند…

بیشتر بخوانید »

رمان سیاه بازی پارت ۲۱

سپس برای راهی کردنِ او تا دمِ در رفت. وقتی دوباره برگشت نگاهش را به سیاوش دوخت. سیاوش سرش را…

بیشتر بخوانید »

رمان سیاه بازی پارت ۲۰

_اون بارم بازیِ من نبود.. قسم میخورم بازم بازی در کار نباشه! _خیلی خب تا یه ساعت بیا جایی که…

بیشتر بخوانید »

رمان سیاه بازی پارت ۱۹

_اگه همچین بود اینم همراه همه ی کثیف کاریاش برا دختره تعریف میکرد. چشاش داد میزنه از چیزی نمیترسه. حسِ…

بیشتر بخوانید »

رمان سیاه بازی پارت ۱۸

_اون بیرون فقط پنج دقیقه منتظر میمونم. پنج دقیقه بشه شیش گازش و گرفتم رفتم. حالا هرچقدر کرمته بشین و…

بیشتر بخوانید »

رمان سیاه بازی پارت ۱۷

_ولی من دارم. میخوای فالت و بگیرم؟ افق بی حوصله نگاهش کرد که کنارش نشست و فنجان قهوه را جلوی…

بیشتر بخوانید »

رمان سیاه بازی پارت ۱۶

_هدفت از این ملاقات چی بود؟ میخوای بگی همه چی رو فهمیدی؟ آرزو بی حرف نگاهش کرد و او ادامه…

بیشتر بخوانید »

رمان سیاه بازی پارت ۱۵

_تولدت مبارک! میانِ تمام دل آشوبه هایش لبخندی زد و سر پایین انداخت. سیاوش چانه اش را بالا داد و…

بیشتر بخوانید »

رمان سیاه بازی پارت ۱۴

_نمیتونم بیشتر از این حرف بزنم سیا. کمی مکث کرد و گوشی را با نهایت زورش در دست فشرد. _مراقب…

بیشتر بخوانید »

رمان سیاه بازی پارت ۱۳

_راست میگی من دختر احمق خانواده ام. کسی که همیشه ازش مخفی کاری میشه. ولی این لحنِ تند نشون میده…

بیشتر بخوانید »

رمان سیاه بازی پارت ۱۲

او را خوب میشناخت. وقتی فرازِ بیست و سه ساله در خانه شان رفت و آمد میکرد او تنها چهارده…

بیشتر بخوانید »

رمان سیاه بازی پارت ۱۱

_کاملا مشخصه. دوست داری بزرگ که میشی چیکاره شی؟ یک پایش را روی پای دیگرش انداخت و لب تر کرد.…

بیشتر بخوانید »

رمان سیاه بازی پارت ۱۰

_میدونی با چه زوری مجوز گرفتم امشب و پیشم باشه زهراجون؟ ببین چند ماهه نیومده! زهرا لبخند صمیمی به رویشان…

بیشتر بخوانید »

رمان سیاه بازی پارت ۹

_نخ نیست بچه.. این دو تا قیطون من و توئیم که اینجوری به هم پیچ خوردیم. ببینش… تویی و خان…

بیشتر بخوانید »

رمان سیاه بازی پارت ۸

_ببین افق اصلا تو حالِ خودم نیستم خوب؟ بذار ببینمت بعد تصمیم میگیریم برخوردِ کی غلط بود. کجایی؟ نفسش را…

بیشتر بخوانید »

codebazan

بستن