رمان سرگیجه های تنهایی من Archives - رمان دونی

رمان سرگیجه های تنهایی من

رمان سرگیجه های تنهایی من پارت آخر

بلند گفت-بخواب…بخواب تا باز حالت بد نشده… با همه ی بی توانیم هولش دادم عقب-برو کنار…برو…کنار… محکم گرفتم… قوی تر…

بیشتر بخوانید »

رمان سرگیجه های تنهایی من پارت ۷

مشتم رو با تمام قدرت کوبیدم تو سرم..باید خفه میشد…چطور به خودش اجازه میداد اینقدر راحت درباره ی …. -ع*و*ض*ی…

بیشتر بخوانید »

رمان سرگیجه های تنهایی من پارت ۶

-سلامتی.تو چه خبر؟سه شنبه وقتت آزاده؟ فکری کردم…سه شنبه ولنتاین بود…روز تولدم…مثل هر سال بی برنامه بودم.. پوفی کردم و…

بیشتر بخوانید »

رمان سرگیجه های تنهایی من پارت ۵

هنوزی در کار نبود…من دیگه دوسش نداشتم…ارزونی همون دختره ی ….آی خدا نه!اتابک از سر اون دختره هم زیاده…. -منو…

بیشتر بخوانید »

رمان سرگیجه های تنهایی من پارت ۴

-بریم… کنار وایسادم تا اول اون از در بره بیرون و بعد خودم دنبالش راه افتادم… -شالت نازکه ها! غرغری…

بیشتر بخوانید »

رمان سرگیجه های تنهایی من پارت ۳

گوشی رو قطع کرد….از این محبتاش دلم بدجور گرم میشد! حالا شاید غذا خوردن بهش میچسبید،ولی همین یه جمله اش…

بیشتر بخوانید »

رمان سرگیجه های تنهایی من پارت ۲

باز صدای اتابک رو نشنیدم… -آره دیگه…پای این جوجه که میاد وسط منو فراموش میکنی! پوزخندی زدم! بی توجه به…

بیشتر بخوانید »

رمان سرگیجه های تنهایی من پارت یک

نام رمان : سرگیجه های تنهایی من نویسنده : سید آوید محتشم   فصل اول اتابک تمام قدرتم رو برای…

بیشتر بخوانید »

codebazan

بستن