رمان استاد خلافکار پارت 41 - رمان دونی
رمان استاد خلافکار

رمان استاد خلافکار پارت ۴۱

 

. صدای مظلوم آیلا رو شنیدم
_مامان… بازم حالت بد شد؟
حتی نتونستم جوابش و بدم.
آرمین با حرص دست زیر پاهام انداخت و بلندم کرد. روی مبل خوابوندتم و گفت
_مشکلت چیه راه به راه شل می‌شی این ور اون ور؟
نگاهم به آیلا بود.. کنارم نشست و سرش و روی سینم گذاشت.
آرمین این بار از آیلا پرسید
_مامانت چشه؟
آیلا شونه بالا انداخت و گفت
_اگه مامانم و ناراحت کنی این شکلی میشه خانوم دکتر… گفت که… نباید اذیت کنی مامانت و… منم برای همین همیشه دختر خوبیم اما تو مامانم و اذیت کردی! خیلی بدی.
نگاه آرمین به صورتم افتاد.اخم داشت اما حس می‌کردم نگاهش نگرانه!
بلند شد و گفت
_دکتر خبر می‌کنم.
با صدای آرومی نالیدم
_لازم نیست… بهتر شدم.
خیره نگاهم کرد و گفت
_تو برو صبحونه تو بخور بچه من کار دارم با مامانت!
آیلا با حرص گفت
_من بچه نیستم دو ماه دیگه چهار سالم می‌شه!
آرمین چپ چپ نگاش کرد و گفت
_اوکی ننه بزرگ برو صبحانه تو بخور
_من سیر شدم.
برای اینکه بحث شون بالا نگیره گفتم
_توی حیاط یه تاب بزرگ هست آیلا برو اونجا بازی کن.
ذوق زده از جاش پرید و انگار نه انگار همین الان لباش آویزون بود دوید بیرون.
با رفتنش آرمین کنارم نشست و گفت
_می‌خوام بدونم توی این چهار سال چه غلطایی کردی…
خواستم بلند بشم که دستش و روی قفسه ی سینم گذاشت و گفت
_همین طوری بگو!
با صدای گرفته ای گفتم
_به تو ربطی نداره. من هر کاری کردم به خاطر این بود که نخواستی تو زندگیت باشم. نه منو خواستی نه آیلا رو… الانم نمی‌خوام یه لحظه تو خونت بمونم… میرم.
چشماش و بست و با حرص نفس کشید و با فک قفل شدش غرید
_چرا انقدر حال می‌کنی برینی به اعصابم؟
نیشخندی زدم و رومو برگردوندم.سرش و جلو آورد و شمرده شمرده گفت
_میخوام همه چیو بدونم!

سرم و بالا گرفتم و گفتم
_من دیگه ربطی به تو ندارم..حتی آیلا هم ربطی به تو نداره..تو اونو نخواستی الانم حق نداری ازم بگیریش آرمین.
نگاهم کرد و گفت
_الان می‌خوام. هم تو رو… هم آیلا رو…
با پوزخند گفتم
_تو زن داری زندگیت و خراب نکن.
_کاری به زندگی خودم ندارم اما می‌خوام زندگی زنم و نابود کنم..طوری که زانو بزنه جلوم بگه گه خوردم آرمین.
دلخور نگاه‌ش کردم که دستش و روی رون پام گذاشت و پچ زد
_دعا کن مطمئن بشم دست اون لاشخور نخورده بهت.
خواستم دستش و پس بزنم که به عمد بدتر کرد و دستش و سر داد بالاتر حتی اجازه نداد بلند بشم. عصبی گفتم
_نکن الان آیلا میاد…
لبخند محوی زد و گفت
_هنوزم که زود ‌شل میشی!
عصبی گفتم
_ولم کن می‌خوام برم دنبال آیلا سر به هواست میزنه یه جاییش و می‌شکنه!
دستش و کشید… مثل برق از جام بلند ‌شدم و بی خیال سرگیجه م به سمت در رفتم. تمام تنم رسما داشت میسوخت. لعنت به تو آرمین!

#لیلی
داشتم توی کیفم دنبال کلید می گشتم که صدای ایستادن موتور رو کنارم شنیدم.
سرم و برگردوندم و با اخم به جوونی که از روی موتور پیاده شد نگاه کردم. به سمتم اومد و یه پاکت سمتم گرفت و بدون پرسیدن اسمم گفت
_برای شماست!
با اخم گفتم
_کلاهتو بردار ببینم.
محل نذاشت و تند سوار موتور شد و گازش و گرفت.
پاکت و باز کردم و چند تا عکسی که داخلش بود رو در آوردم و ماتم برد.
دستام لرزید… عکس های اون شب بود،امیر غرق خون و منو آرشم بالای سرش بودیم.
تمام عکس ها طوری بود که انگار ما قاتل امیر هستیم.
با دستای لرزون کاغذی که با عکسا بود و باز کردم و با خوندن نوشته‌ش روح از تنم رفت
_تو که دلت نمی‌خواد جناب سرگرد بیوفته زندان؟
شل شدم. این دست خط امیر بود… زندست امیر… زندست…
بی رمق همون جا نشستم و به عکسا نگاه کردم. دوباره اومده بود تا زندگیم و کابوس کنه.. دوباره میخواست منو از آرش جدا کنه. دوباره اومده بود تا زندگیم و سیاه کنه.
اما این بار اشتباهات گذشته رو تکرار نمی‌کنم.
موبایلم و در آوردم و با دستای لرزون شماره ی آرش و گرفتم.
جواب که داد هق زدم
_آرش… تو رو خدا بیا…
صدای افتادن صندلیش و شنیدم و بعد از اون صدای داد نگرانش رو
_کجایی لیلی؟چی شده؟
با وحشت گفتم
_جلوی خونه ی خودمم… امیر زندست آرش دوباره اومده سراغ مون…

داشت می دوید.در همون حین گفت
_باشه… تو برو توی خونت منم الان خودم و می رسونم.
سر تکون دادم و به سختی بلند شدم. کلید انداختم و وارد شدم. با صدای گرفته ای گفتم
_رفتم تو…
_با‌شه عزیزم… آروم باش من خیلی زود خودم و می رسونم.
با‌شه ای گفتم و قطع کردم.خیلی زودتر از اونی که فکر می‌کردم خودش و رسوند.
با دیدنش توی آیفون درو باز کردم و جلوی در واحد ایستادم…
وقتی رسید بالا رسما نفسش بند اومده بود.
با دیدنم نگران به سمتم اومد و گفت
_خوبی؟
درو بستم… هنوزم دست و پام می لرزید. به سختی گفتم
_امیر زندست….دست خط خودش بود… ب… برام…
محکم بغلم کرد و گفت
_امیر مرده…من خودم اون شب نبضش و چک کردم نمی‌زد…بفهم دیگه لیلی تا کی میخوای با ترس از اون عوضی زندگی کنی؟
ازش جدا شدم و پاکت عکسا رو از روی اپن برداشتم و به سمتش گرفتم.
_بیا ببین خودت… این بازیا فقط مال امیره… این دست خط…. مال امیره اون نمرده. زندست.
با اخم دونه دونه عکسا رو نگاه کرد و گفت
_یکی داره باهامون بازی می‌کنه پیداش میکنم حروم زاده رو…
نگاه به قیافه ی ترسیدم انداخت و نزدیکم شد. دستاشو دو طرف صورتم گذاشت و با اطمینان گفت
_دیگه نمی ذارم کسی اذیتت کنه. اون بی شرف و پیدا میکنم. تو فقط نریز این اشکاتو باشه؟
سر تکون دادم که اشکام و پاک کرد و محکم تر منو حبس کرد توی بغلش و پچ زد
_وقتی صدات و اون طوری پای تلفن شنیدم دیوونه شدم.
لبخند محوی زدم که گفت
_من هنوزم دوستت دارم!
نفسم قطع شد.بالاخره اعتراف کرد.

🍁🍁🍁🍁

کانال رمان من 
🆔 @romanman_ir

 

رمان عشق و احساس من (جلد یک ) به صورت کامل در وبسایت رمان برتر گذاشته شد 

https://www.romanbartar.com

151 دیدگاه

  1. می خوام به همتون یه چیزی رو بگم اگه شما ناراحتید از اینکه من با استاد سجاد چت میکنم خب بگید چه لوزومی داره مارو سوژه کنید خب خودتونم براش کامنت بزارید
    و در ضمن این دیگه نامردیه همش دارید از استاد دفاع میکنید یکی بیاد واسه یه بارم که شده از منه بدبخت دفاع کنه

    1. ابجی آزاده من ک ناراحت نیستم با چت کردن شما دوتا
      تنوع واسه اینجا نیازه
      بعد بچا واسشون سواله با کاکام راحتی🙂
      چون ما هممون دختریم داداشم تنهاس من طرف کاکام هستم😊 ولی توام برام عزیزی ❤💛

      1. به مرجان خانم
        کاکات کیه نکنه همون استادسجاده ها
        بعدم مرجان خانم شما ازکجامیدونی که فقط استاد سجاد پسره اینجا ,مگه همه افرادرومیشناسی ؟
        به آزاده خانم
        ازمن به شما یه نصیحت برادرانه هیچ وقت براتون نظرمردم مهم نباشه فقط صرفا نظر خودتون توی هرکاری درنظربگیرید همین و بس شما چیکاربابقیه ی اعضا داری شما با استاد چتتوبکن کاری هم به نظرات دیگران نداشته باش

        1. ناشناس گل کاکام بعله همون سجاد جونه
          چرا عسودی میکنی خب توام دوس داری کاکام باش 😐
          ولی شک دادم کاکا باشی چون کاکاها کوتاه و مختصر حرف میزنن🤔 ماشاالله اندازه ما دخترا حرف زدی🤭
          آزاده جون راست میگه ما از کشته کارای اینجاییم دگه راحت میتونیم مذکر از مونث تشخیص بدیم😶
          بعدشم فق ی دختر میتونه خوشگل با کلماتش پشت دختر دگه در بیاد😐

          1. ببین مرجان خانم
            مگه پسرها ادم نیستن یافقط دختراباید زیادحرف بزنن اولا”من واقعیتو به آزاده خانم گفتم نباید براش نظر دیگران مهم باشه دوما”من زیادحرف نمیزنم فقط عادت کردم کامل توضیح بدم
            ثالثا”شک دارین من پسرم مگه فقط دخترا ازیکدیگر دفاع میکنن ماپسراهم شاید دلمون بخواد ازجنس مخالف دفاع کنیم مگه بده
            ببین مرجان خانم من نمی دونم چندسالته ولی بدون بعضی وقتا بابزرگترت باید درست حرف بزنی

    2. نه بابا کی ناراحت میشه تو حرفتو بزن آزاده خانم
      مگه چیشده بگوتاازت طرفداری بکنم خودم طرفدارتم شما فقط امرکن

      1. ببین ناشناس اقا
        ب رسم ادب میگم ناراحت نباش ازم قرار نیس ک همو اینجا تخریب کنیم اومدیم وقتمون یجوری بگزرونیم حالا چن کلمه ایم گپ بزنیم دلمون واشه مسخره بازیم کردیم بخندیم تماااااام
        من بد حرف نزدم پیامو خوندم ولی چنتا تیکه انداخته بودم خب حالا توام سری ب دل میگیره😠
        حالا ک گفتی چن سالته نمیگم ولی میدونم خیلی ازت بزرگترم معذرت خواهی در کار نیس 🙃
        اصلنم بد نیس ی پسر روابط عمومی خوبی داشته باشه اتفاقن من خوشم اومد
        بیا دگه بحث نکنیم همینجا تمومش کنیم چطوره؟؟
        دوستای خوبی واسه هم باشیم

        1. مرجان خانم منم قصد دعوا نداشتم
          من۲۸سالمه حتماشما باید ۳۰سالتون باشه اگه ازم بزرگترین که هیچ من معذرت میخوام ولی اگه شما کوچکترین اونم من به بزرگی خودم می بخشمتون
          اشکال نداره من که باکسی دشمنی ندارم بعدم اگه یکم کل کل میکنم ببخشید

      1. من اسمتو میبینم یاد اون آهنگه میفتم: اه الهه ی ناز………. بادلم تو بساااااااااازززز ….. با غم جان گدازززززززززز……. ااووووف رفتم تو فاز اهنگهههه……

        1. فکر میکردم جنبت بالاتر از این حرفا باشه که بخوای با چار تا هشتگ فک کنی سوژه شدی الانم من بین کامنتای پارتای قبل چیز عجیب و سوژه و چه می دونم از این چیزا ندیدم فکر میکنم زیادی بزرگش کردی

          1. خب ببین این خواهر اسکل ما یه نموره دل نازکه خوشش نمیاد کسی سر به سرش بذاره اونروزم اسکل خانوم گوشیمو قفل کرده بود رفتم فلشش کردم همه کامنتارو اشتباهی خونده چشماش از بس گریه کرده بود ورم کرده بدبخت تا دیروز مدرسه نرفته

          2. 🙄🙄😳😳
            یعنی به خاطر چارتا پیام نشسته گریه کرده بعد چشاش ورم کرده بعدددد مدرسه هم نرفته؟!!!!!!!!!
            بابا بگو بیخی عههه دل نازکی دیگه چه صیغه ایه اینجوری که هی ره به ره باید دلش بشکنه دیگه اونم با این دنیا بی در و پیکر 😐😐

    3. استاد سجاد کیه؟؟؟🙆
      تو گلی🌷
      تو ماهی😃
      تو خوشگلی😁
      تو جیگری😀
      تو نفسی😊
      تو عزیز☺
      آزاده آزاده حمایتت میکنیم😅
      آزاده آزاده حمایت حمایت
      حمایتت میکنیم😉😅

      1. از همتون ممنونم ولی نیاز به حس ترحم ندارم منظورمو بد برداشت نکنید یعنی منو اینجوری بار آواردن
        بعد نگفتم استاد آدم بدیه من پسر یکی از دوستای دور پدرشون هستم منو نمیشناسه میخوام حالشو بگیرم
        حق هم دارن آخه مارو تا حالا ندیدن

          1. اوهو خوتونم که با سابقه هستید حالا خودت چی میزنی گل سر یا سنجاق سینه که میای وسط دخترا کامنت میزاری حق نداری درباره خواهرم اینجوری حرف بزنی که یه مشت نادون تر از تو بگن لایک لایک

          2. میلاد خان یه رفیق دارم به قول خودش تتلیتیه در اینجور مواقع یه اهنگی رو میخونه ببین میمیری … نگی؟؟؟😐😏

    4. آزاده جان
      شما کامنتام رو ریپلای کن من عیبی توش نمیبینم
      واقعا دلیلی نیست اینقدر به قول معروفی پریدن به هم
      #باهم_دوست_باشیم
      😂😂

  2. آزاده جان شما خیلیم بامزه ای و منو یاد شیطنت های چند سال پیش خودم میندازی برای همین دوست دارم ولی هر چی مبینم کسی شما رو سوژه نکرده پس ناراحت نشو گلم (اینم دفاع ازشما)

    1. شما یه لحظه برو پارت قبلی ببین چیا نوشتن
      اصلا به اونا چه ربطی داره منکه مزاحمت واسه اونا ایجاد نمیکنم اونا رمان میخونن یا کامنتارو

  3. دختره تو چرا درگیری با خودت؟!؟! چسبیدی به اون بنده خدا ولشم نمیکنی… کی با تو کار داره؟ واس خودت میبری می دوزی… چی میزنی؟… فقط خواستم چشاتو واکنم دور برنداری, جوابتم نمیخونم چون برام مهم نیس…

    1. ببخشید منظورم از همتون همون اکیپ خودمون هستیم که این رمانو میخونیم نه خض هایی مثل شما
      دوما نظر تو هم برام مهم نیست اصلا عددی نیستی ببرمت زیر رادیکال جذرتو بگیرم

  4. من تازه فهمیدم نویسنده فقط روزهای پنج شنبه ساعت ۱۲شب وروز یکشنبه ساعت۱۲ شب پارت میذاره با اینکه داره خیلی اذیتمون میکنه ولی چاره ای نیست بایدتحمل کنیم تا ببینیم اخرش چی میشه

  5. الکی چرا کشش میدین خو؟؟بابا هانام دیگه شورشو داره در میاره خو بگو تو اون سگدونی چه گهی میخوردی دیگه؟؟؟د بنال دیگه من بیشتر از آرمین عصبی شدم…بگو چه مرگته که نمیخوای با آرمین ازدواج کنی؟؟مطمئن باش آرمین اگه هم انتقتم ازت بگیره بچتو نمیگیره ولی خدایی این آیلا و آرمینم خیلی باحالنا!قشنگ پدر و دختر مثه همن کل کلاشونم مثه هم خردولجباز و زبون دراز عالین😜

    1. عزیزم یه لیوان اب قند بخور زیاد به خودت فشار نیار!!.. ایشالا این دو تا بهم میرسن خودتو ناراحت نکن…

  6. سلام دوستان
    ازاده جان من حامی شما هستم و البته به استاد سجاد هم احترام ویژه ای قائلم
    در مورد داستان چیزی که اصلا نمیفهمم اینکه ارش سرگرده و حق تیر داره و حتی اگر عکسها گویای قتل باشه پلیس میتونه در دادگاه با اعلام شرایط موجود اعلام کنه که مجبور به شلیک بوده،در ضمن اون جنازه چه مال امیر بوده یا بدلش بوده یا اصلا جنازه ای در کار بوده یا نه نمیدونم نویسنده نیتش چیه ولی اگر گلوله ای در صحنه پیدا بشه با اسلحه ارش تطبیق داده میشه،زاویه شلیک و …. همه شرطه
    یکم اغراق شده فکر کنم!یعنی چی کی عکسا طوریه که انگار قاتل ماییم!!! اون گلوله از بیرون اتاق و از یک فاصله نسبتا دور به سر طرف خورده
    اینا تو اتاق تو یک قدمی هم بودن،این دو تا خیلی با هم فرق داره،اثار شلیک از فاصله نزدیک و دور و شکافی که ایجاد میکنه و نوع اسلحه و گلوله و ….خیلی متفاوته ،مگر اینکه عکس فتوشاپ باشه و اصلا بعدا طراحی شده باشه که بازم قابل اثباته!
    فرض بر اینکه همه چی صحنه سازی بوده و امیر با نقشه و حبس نفس و نبض !!! ارش رو هم گول زده باشه بازم نمیتونه با عکس از پلیس باج بگیره!!
    نگرانی اصلی اون لیلیه که با رفتارهای دوگانش کل داستان رو زیر سوال برده
    بازم امیر (اگر زنده باشه) میره سراغ لاله حتما و باز لیلی برای نجاتش خودشو میندازه تو بغل امیر و ارش میمونه و حوضش:)))
    فقط تکلیف زندگی ارش و ساناز و پسرشون اراد رو هم یکم شفاف کن خواهر
    قرار نیست ارش به خاطر لیلی خانوادش رو ندید بگیره،به هر حال در برابر اونا مسئوله
    و در پایان امیدوارم هانا درگیر بیماری خاصی نباشه که واقعا دلم برای ارمین کبابه در این صورت،کم زجر نکشیده اینهمه سال
    بابت پارتها ممنونم

  7. خواهر گل تو هم مثل دوستم هستی میرم مدرسه دوستم فقط صحبتاش در مورد استاده تو هم مثل اون ولی ما هم خسته میشیم استاد استاد

    1. نیلا منم قصد دشمنی با کسیو ندارم منم که به نرگس گفتم پهنهپه برجه میلاده قصدم توهین نبود و اگه بهش بر خورده واقعا شرمندم
      خب تو میگی استاد نگم پس چی بگم بگم سجاد جون تو میای به بزرگ ترت بگی جووون خب نمیگی پس چیکار کنم قبول کنید همش منو کوچیک میکنید فقط بخاطر اینکه با سجاد جااان کامنت میزارم اگه کار اشتباهی میکنم باشه چشم دیگه کامنتم نمیزارم
      یکی تون میاد بی رو درواسی میگه خیلی خودتو به سجاد جااان می چسبونی اگه قصدم چسبیدن بود مگه پسر کمه که من بیام تو سایت از این غلطا کنم شما خودتون جای من بودید چیکار میکردید

        1. آزاده خانم معلومه شمادخترین یاپسر؟
          داداش آزاده خانم
          ببین پسرخوب دارم بهت میگم این کاررونکن باعث ضایع شدن خواهرت میشه
          وآزاده خانم شما مگه گوشیت یا لب تابت رمز نداره که داداشت بی اجازه میره سرش ها یاشایدهم خودتونید دارین سرماهاروشیره میمالین لطفا دیگه نذارید داداشتون بیاد پیام بده البته اگه اون داداشتم الکی نباشه وخودت نباشی

          1. بله شما درست میگید تقصیر من بود
            بسیار از این مسئله شرمندم
            فقط هوای آبجیمو داشته باشید

  8. آزااااده درست حرررف بزن ببینم چی میگی اخه!!!!! خیلی قاطی پاتی شد دخی,,, الان چیشد من که نفهمیدم؟؟؟ داداش کیه؟؟؟!؟!؟!؟

      1. نه نه ناشناس عزیزم
        منظورم جنسیت شما نبود
        آزاده جان یه جا اشتباه تایپی داشتن نوشتن پسر دوست پدر استاد سجاد
        واسه همون گفتم ریپلای اشتباه خورده مث این که
        وگر نه برای من اصلا جنسیت مهم نیست 😊

  9. ببخشید وسط دعوا مزاحم شدم
    بابا ادمین بنده خدا کاره ای نیست خود نویسنده توی تلگرام حدود ۱۰ خط هر شب پست میزاره
    ادمینم صبر میکنه هر ۴ روز یکبار روی هم جمع بشن براتون بزاره
    اگه هر ۴ روز یکبار براتون عذاب اوره برین توی کانالش هر شب چند خط بخونین این جوری هم متن پست قبلی یادتون نمیره و هم هر روز سرگرمین

    1. کجا بودی هنو بخودم میگفتم سجاد چرا نیس حرفی بزنه
      چکا کنیم کاکا
      روزگار لامروت لحظه ای شادمون نکرد
      میایم ایجا ک بهم بپریم حداقل دلت تو یکی شاد شه
      استاد جواب ابجی خوشگلم بده ک از دیروز جا تو داره جواب اینو اونو میده زود تند سری

      1. سرم شلوغه دیر به دیر سایت ها رو چک میکنم
        چشم جواب همه رو میدم
        انشالله تو زندگیت هم شاد باشی مرجان جان

    2. داداش چی کار کردی که یه ملت دنبالتن 😂😂
      به منم بگو من داداش عاطفه یعنی همون آزادم
      یه ماه از خارج اومدم تا اینجا تدریس کنم

      1. اقا میلاد داداش ببین اینکه بخوای مخ یه دختر رو بزنی کاری نداره فقط باید جنتلمن باشی همین ویکم استعداد مخ زنی داشته باشی کاری نداره شما که خارج بودی باید دونسته باشی چه طوری مخ بزنی بعدش اگه برا مخ زدن مشکلی داشتی به خودم بگو
        راستی خواهرتو اینقدر اذیت نکن شما یعنی تدریس میکنین این در شئن یه پسر نیست که یه دختر اذیت کنه ماپسریم این کارها درشئن مانیست داداش

      2. عه
        خوبی میلاد جان
        احوالات شریف رو از خواهر جویا بودیم
        بخدا هیچ کار داداش 😂
        سفر بخیر
        الان ایران تدریس میکنی ؟؟

          1. چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
            ای بابا ادم نباید اینقدرنظر مردم براش مهم باشه

    3. ببین داداش اینجا سرتو دعواه. داداش میشه ازت بپرسم چندسالته ؟
      ولی داداش ببین برادرانه دارم بهت میگم فک کنم این آزاده خانم خیلی هواتو داره به پا یه موقع دلشو نشکونی گناه داره

      1. من ۲۸سالمه
        خب منم فک نکنم چیزی گفته باشم دلشون شکسته باشه
        اصلا من ادمی نیستم که دل کسی رو بشکونم اونم یه دختر
        فقط گاهی اوقات که کل کل می کنم مدل ام این هست اینم به نسبت سنم کمتر شدع

        1. خوشبختم داداش
          چه عجب یکی همسن من پیدا شد اینجا فک کردم همه فوق فوقش ۱۸یا۱۹ سالشون باشه
          افرین داداش واقعا ادم نباید دل هیچکس رو بشکونه اونم یه دختر که به قول قدیما ضعیف هست البته به دخترای جمع برنخوره یه موقع . من ازلحاظ احساسات میگم به هر حال داداش سجاد هواست به آزاده خانم ما باشه نبینم ناراحتش کنی مثل خواهرکوچیکه خودت بدونش

        2. اومدیم رمان بخونیم و نظرات مردمو درمورد رمان بفهمیم بعد میبینیم یکی آموزش مخ زدن میده یکی دیگه میگه چن وقته از خارج اومده یکیم میگه چنسالشه. مگه اومدین چت کنین؟؟مثلا الان نظر شما درمورد رمان اینه که ۲۸ سالته؟
          میتونین یه جا دیگه جواب همو بدین
          ادمین جان لطفا نظراتی که درمورد رمان نیست رو تایید و ثبت نکنید

          1. تلگرام که فی***لتره اینستا که شاید دلش نخواد خب مگه بده
            اصلا بما چه ما که کاری به اینا نداریم اصلا چرا دارین بخاطر دختری که اونسر کشوره دعوا میکنید خب این حرفایی که پشت سرش میزنید اگه ببینه ناراحت میشه اونوقت میگید فلانی هواتو داریم بهش تهمت میزنید الکی بهش میگید چند میزنی

  10. خییییییلی اسکلید همتوون…هم این آزاده که فک میکنه خیلی زرنگه و داره اسکلتون میکنه.هم بقیه که مادر زاد اسکلن خخخخخ وایی ننه ترکیدم خخخخخ

    1. اهای قرن ۲۱ توخودت قاطی این حرف ها نکن شاید به مزاجت نسازه وحالت بدشه واینکه اسکلم خودتی مواظب باش این قدر می خندی یه موقع غش نکنی بامزه

      1. دقیقا.. من خودمو قاطی نمیکنم..خدایی تازه وارد فضای مجازی شدین یا چی؟؟چتونه؟…..

        1. تو تازه وارد فضای مجازی شدی نه من
          قرن ۲۱مواظب حرف زدنت باش ماهیچیمون نیست تویه چیزیت هست که الکی وارد بحث بزرگترات میشی

  11. واااااای بچه ها پسرای سایت رخ نمایان کردن که 😂😂😂
    ولی خداوکیلی برادران چه داداش داداشی راه انداختنااا😂😐

    1. چیه مریم خانم شما بدتون می یاد . ماپسرا هرجا میریم هیچی نمی گیم وساکتیم دخترا فکر میکنن فقط خودشونن که اونجاحضور دارن ولی نمیدونم که ما موقعش که بشه حرف میزنیم
      بعدشم منظورشما از جمله ی دومی چی بود ؟ دقیقا منظورتون از داداش داداشی راه انداختناااا چیه ؟ها

      1. بابا پیدا شو با هم بریم لاقل یه نفس بگیر برادر 😂
        در ضمن مث اینکه شما زیادی دلت کل کل و دعوا میخواد ولی من ادمش نیستم 😅😊

  12. استادسجاد میشه بپرسم این آزاده خانم چرانیستش
    یه چی خیلی جالبه وقتی آزاده خانم هستش میلاد رونیست وقتی میلادوهست آزاده رونیست قضیه چی خدامیدونه؟
    داداش سجاد تونمی دونی قضیه چی
    به قول همکارام میگن حس پلیسیم فعال شده

    1. منکه رومانمو میخونم
      والا الان هر دوشون نیستند تازه آقا میلاد که تازه اومده و آزاده جان شاید قهر کرده

  13. بچا فک کنین
    ناشناس همون ادمین اقا باشه ینی هی چتا رو خونده هی ب ریشمون خندیده
    حرومش بشه اگه خندیده:ا
    ناشناس ۲۸سالت ک هس حداقل اسمتو بگو مگه میشه..

      1. بهههههه ادمین اقا خوبی
        خیالم راحت شد گفتم الانه ک خندها حرومت شه:):):)
        میخاستم چالشی راه بندازم
        ببینم سالمی خداروشکر سالی ی بار میایی اونم ور پارت گذاری
        خودتم ک بی طرف میگیری رد میشی اصلن ای سایت واسه کیه؟!!!!!

          1. میسی از ادمین خان گرامی
            بابت متواضع بودنت ک سایت تقدیم اینجانب کردی
            امیدوارم بتوانم در روند چت کردنها و همچنین اوردنت در بین بچا پیشرفت بسزایی داشته باشم.
            خودت بیا دگه هی م نگم ادمین کجایی؟؟

    1. خخخخخخخ نه خیر من ادمین نیستم
      چی مگه میشه که ۲۸ سالمه بهم نمی یاد اسمم حدس بزن چیه
      یه راهنمایی اولش با(س) شروع میشه
      یه راهنماییی دیگه سجاد نیست

  14. سلااااامممم بر اهل رمان خونها . چطورینننن .چه خبببببرررر .راستی مگه پسرا رمان میخونن خیلی برام سواله .اینجوری بده که از احساسا دخترا با خبر میشن وبعضیام سو استفاده میکنن کسیو عاشق خودشون میکنن با بی تفاوتی بهشون نگاه هم نمیکنم .واقعا خاک بر سر هر چی این مدلی پسره.البته بعضی پسرا واقعااااااا مرد ایده ال هر دختری هستن

  15. عهههه من فکر میکردم همه کوچیکن اینجا .خوشبختم اقا جاوید و میلاد وابجی گلم ازاده .من سنم کمه ۱۶ سالمه تو حین مدرسه با این همه درس خیلی سخته که رمان بخونم به خاطر همین برای دیر به دیر گذاشتن پارت ها اصلا مشکلی ندارم

  16. میبینم این ۱۴ سالی که ایران نبودم ملت بیشتر فوضول شدن البته منظورم همه نیست بعضیارو میگم که خودشونم میدونن .
    ناشناس بابا تو چرا ؟

    1. میلاد داداش من که چیزی نگفتم هر ادم دیگه ای بود شک میکرد ولی داداش من به تو مثل برادرم اعتماد دارم البته برادر خودم خیلی ازم کوچکتره ولی فک کنم شما ازم بزرگتری

    2. داداش به خدا هرکس دیگه ای بود کنجکاو میشد وشک میکرد بعدم داداش من به تو مثل برادرم اعتماد دارم البته داداشم خیلی ازم کوچکتره ولی فک کنم توازم بزرگتری

  17. جوووون باباااااا ..بزرگ ….هر وقت گفتم عن تو بگو من…کسی با تو کاری داره الکی نخودی شدی.؟؟؟؟..قربون ریشای سفیدت خخخ

      1. قرن بیست و یک عزیز
        زشته قرار نیس ک دعوا کنیم بهم حرف زشت بزنیم منم حقیقتش دوس نداشتم گفتی اسکل گفتم خب حالا اینم دوس داشته نظرش گفته ولی بعضا سنشون بالاس شاید خوششون نیاد اینجور حرف زدن رو . الان دگه دوریه ای هس ک همه میدونن فضای مجازی واسه حقیقتای زندگی نیس مایم میدونیم اینجا چ خبره زیاد به دل نمیگیریم همینکه باهم حرف میزنیم ی لبخند کوچلو بزنیمم خودش غنیمته ناراحت از ناشناسم نباش اونم حرف دلشو زد

        1. من گفتم اسکل تو چرا به خودت گرفتی؟؟من با اونی بودم که با ۲۰تا اسم از اسم واقعی خودش دفاع میکنه و قربون صدقه خودش میره…خب این ینی بقیه رو نادون فرض کرده..خدایی کمبود محبت و توجه بیداد میکنه حتی تو یه سایت رمان…من از شما معذرت میخام

      2. ببین قرن ۲۱ مواظب حرف زدنت باش منم اگه بخوام بگم خیلی حرف دارم که بهت بزنم ولی من همسن وسال تو نیستم که باتو بخوام همکلام شم هرچی باشه یه بزرگی گفتن یه کوچیکی گفتن
        ببین اینجا جای حرف بد نیست کوچولو مواظب حرف زدنت باش یه باردیگه ببینم این حرف ها زدی خودم می یام ادبت میکنم شیرفهم شدی یانه

        1. اولا اون کامنت واسه تو نبود دوما از کجا معلوم من بزرگ تر نباشم؟؟؟مگ میدونی چن سالمه؟سوما بزرگی به عقل که ……چهارما بیا ادب کن ببینم چیکار میخای بکنی…و در اخر اینکه شک دارم تو خودت اون دختره نباشی احتمالا نصف کامنتای اینجا مال اونه و توام یکی از اونایی

          1. بروبابا من اونقدر بیکارنیستم مثل تو که الاف باشم بیام سربه سردیگران بزارم فهمیدی
            ببین قرن ۲۱ من حوصله سروکله زدن باتوروندارم اگه لازم باشه می یام ادبت کنم مطمئن باش

  18. ادمین اینجا چه خبره ؟.. آزاده کیه ؟داداش چیه ؟ چی میگین ؟ حس میکنم یه…… همتونو سرکار گذاشته. ببین بچه این کارو نکن بیشتر ضایع میشی افتاد ؟؟؟؟

  19. تا اینجا ازاده و میلاد و ناشناس رو که میدونم یکین کم کم دارم شک میکنم نکنه استاد سجادم خودش باشه

        1. مریم خجالت نکش یه راست بگو آزاده یکی از اون هشتگ خوشگلاتو هم بزار استیکر خنده رو هم یادت نره

    1. بابا من به چه زبونی بگم من اونی شما فک میکنین نیستم ای بابا
      اقا من اسمم ساشا است اینقدرالاف وبیکارم نیستم که بخوام دیگران رواذیت کنم ای بابا چراهیچ کدومتون نمی فهمین هی میگین این با اون دختره دستش تو یه کاسه است

      1. من تا جایی که میدونم ساشا اسم دختره یعنی من تو خارج بودم بیشتر دانشجوهام که دختر بودن همین اسمو داشتن حالا شاید شرایط اینجا فرق کنه😐

          1. یاس جان این برادر ما خیلی خودشیفته ست تازه اگه بگم واسه چی رفته دیگه شاخ در میاری و مگه ساشا اسمه پسره؟؟؟من تو فیلم هندیا دیدم اسم دختره!!
            بحق چیزای نشنیده

  20. بابا دیگه داری شورشو درمیاری یه جوری به خوبی و خوشی این ارش و لیلی رو از تو رمان شوت کن بیرون ریدن تو رمان یه روز عاشقن یه روز حاملن یه بار میگه امیر مرده یه بار میگه زندس یه بار از هم متنفرند خیلی اضافین بچسب به همون ارمینو هانا اگه اون دوتا نبودن هیچکسی این چرت و پرتا رو نمیخوند

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

codebazan

بستن